خرید بک لینک

در چشم گران خواب، کتاب است کم از خشت
در دیدۀ بیدار دلان، خشت، کتاب است

صائب تبریزی

به نام معمار هستی، آنکه گِل وجود ما را سرشت و به کالبد خشتی ما روح آدمیّت دمید. آنکه همه چیز با نام او آغاز میشود و با نام او پایان میپذیرد.

انسان نه تنها موجودی است که از گل سرشته شده بلکه تنها موجودی است که در پویۀ زمان از گاه زادن تا گاه مردن، سر و کارش با خشت است. بر خشت فرود میآید، در خانههای خشتی میآساید و سرانجام سر بر خشت نهاده و راهی دخمهای خشتی میشود و از پس سالها دوباره خاک شده و در چرخۀ حیات، گیاهی از او میروید و ثمری میدهد و باز به زندگی بر میگردد؛ امّا به گونهای دیگر. خیّام دستۀ کوزه را دست یاری میداند که روزی به گردن نگاری بوده است. شاعری دیگر خشت ایوان را از تن آدمی میداند و حافظ در پهنای خشت، سر کیقباد و اسکندر را میبیند. چنان که در کلام پاک ایزد یگانه است: «مِنها خَلقناکُم و فیها نُعیدُکم و مِنها نُخرجُکم تارۀً آخری» [طه ـ آیه 55]. از آن [خاک] شما را آفریدیم و به آن بازتان میگردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان میآوریم. (ترجمۀ خرّمشاهی: 315) و به تعبیر ریاضیدان نامی، خیّام نیشابوری ـ از خاک بر میآید و به خاک میرود.

امّا انسان کویری، افزون بر دیگر ساکنان این جهان خاکی، در دیاری زیست میکند که باران چون کیمیاست، از اینرو خانههای خشتی و گلی آن نیز میتواند سالیان دراز بپاید و برجا باشد. این انسان همچون فطرت خود، خاکی است و هماره با خاک دمخور است. خانهاش گلی است، در کوزه ای گلی آب میخورد. ظروفش گلی است، دیوار کوچه ها و بناهای عمومی اش خشت و گلی است و هر آنچه دارد، فرآوردهای است از خاک همان دیار (پخته و خام فرقی ندارد). و بدین روست که بیش از دیگر جایها در گفتار و فرهنگ مردم دیار کویر، نشان از خاک و خشت دیده می شود.

خشت برای معمار کویر همواره آشناترین، ارزان ترین و آسان یابترین مصالحی بوده است که از آن بهره می برده است. ابزاری که تنها به کمی خاک رس و آب و اندکی همّت نیاز دارد تا ساخته و آماده شده و در برابر آفتاب سوزان و بخشندۀ کویر چون سنگ شود.

خشت برای مردم کویر که زمستان هایی سرد و خشک و تابستان هایی گرم و سوزان را در پیش رو دارند. همواره بهترین عایق برای در امان ماندن از این سوز زمسان و از گرمای تابستان کویر بوده است، حتّی بهتر از آجر که خشت در زمستانها مانع از نفوذ سرما و در تابستان بازدارندۀ نفوذ گرما به درون بنا بوده است. معمار کویر خود می داند که چگونه در این دو فصل، گرما و خنکی را در درون فضای خانه جاری سازد.

به دیگر سخن، معماری کویری، معماری فروتنی و قناعت و هوشمندی است، هر خشت و هر پی و هر دیوارش، دستاورد و ره آورد اندیشۀ پویای انسانهایی است که می دانند در این گستره چه سان باید زیست و چون ناگزیر به زیستن هستند. چگونه و با چه ابزاری باید این «خشکانه» را به «ترانه» تبدیل کرد. می دانند که اینجا دیاری است کم باران، پس با خشت بنایی می سازد که هزاران سال بپاید.

معمار کویر بر این ریگزار سوزان که خورشید چونان تیغی برنده امان آدمی را می برد، بر پایۀ اندیشۀ هوشمند و دستان توانمند خود در این آتشدان با خشت و توده ای ساروج و انبوهی ملات همّت، آب انباری میسازد که با آب خنک خود، «سقّای لب تشنه کامان کویر» باشد.

معمار کویری به گفتۀ زنده یاد پیرنیا بر پایۀ پنج اصل معماری ایران 1ـ مردمxadواری 2ـ خودپسندگی 3ـ پیمون 4ـ درون گرایی 5ـ گنج و بنار[1]، در همیشۀ تاریخ
آسایش و آرامش را برای ساکنان کویر فراهم کرده است.

و براستی که «منظومۀ بلند معماری سنّتی، با واژه هایی از آجر و خشت، سرودۀ شاعرانی است که با لبانی فرو بسته، کار سرودن را با دست های هنرمندشان واگذار کرد و اگر لب گشوده اند، ترنّم نغمه ای در حصار ناپایان عمارتی بوده است. بر داربستی، بر کنار دیوار ستبری و یا در زیر گنبدی که بوی مناجات می دهد»[2] و این هنر یغما شاعر خشتمال نیشابوری بوده که سطر سطر اشعارش بوی خاک و خشت می دهد:

می نویسم شعر با انگشت اندر خشت خام

گر بهای خامه و دفتر نشد امکان من[3]

###

هر که پرسید ز یغما بگو: از مال جهان

قالب خشتی و اشعاری و دیوانی داشت[4]

###

از هنگامی که نخستین مجمع جهانی برای حفاظت بناهای خشتی در آبان 1351 در شهر یزد برگزار شد و آن گاه از 16 تا 21 اسفند 1355 دومین همایش آن باز در یزد برگزار گردید، توجّه مسؤلان و برنامه ریزان شهرسازی و معماری جهان بیش از پیش به توانمندیهای خشت و بایستگی نگهداری بافتها و بناهای خشتی جهان جلب شد. و هر چند تاکنون نیز حرکاتی در برابر این رویکرد به چشم میخورد و گاه به گاه دیده میشود بناهایی فاخر و ارزشمند، مانند بقعۀ سلطان رشید میبدی بر اثر ندانمکاری به یک باره ویران میشود. امّا باز گامهایی ارزشمند در راه حفظ بافتهای تاریخی به ویژه در شهر تاریخی یزد برداشته شده است. چنان که همگان شاهدند بخش گستردهای از بافت کهن یزد، دست نخورده و سالم مانده و به وسیلۀ سازمانهای فرهنگی دولتی به شدّت نگهداری میشود. به سلامت ماندن بافت کهن یزد از دستاندازی سودجویان، شاید سبب برگزاری دوبارۀ این همایش با عنوان نهمین کنفرانس بین المللی مطالعه و حفاظت معماری خشتی از 8 تا 11 آذر 1382 در شهر یزد شد.

پدیدۀ از خود بیگانگی مردم به ویژه برخی مهندسان معمار و عمران نسبت به

گنجینههای گران سنگ هنر و معماری ایران و دلباختگی تام و چشم بسته نسبت به مصالح روز مانند سیمان، تیرچه بلوک، بتون و غیره باعث شده است که برخی کلنگها را به قصد تخریب بناهای قدیمی تیز کرده و به جان این بناها بیفتند. انگاری این بناها سد راه پیشرفت شهر و کشور هستند. عدم توجه به مسائل و ویژگیهای اقلیمی و بومی هر منطقه باعث شده که همان نقشه و مصالحی که در شهر سردسیر تبریز به کار میرود در یزد و زاهدان و بندرعبّاس هم به کار رود.

هم اکنون به همّت پژوهشکدۀ حفاظت و مرمّت آثار خشتی دوره های کارآموزی برای علاقمندان این حرفه برگزار شده و جزوه هایی در ارتباط با آن چاپ شده است. همچنین علاقمندان میتوانند با مراجعه به این پایگاه به اطلاعات مورد نیاز دست یابند: www.rcccr.org

###

از خاك تا خشت، کتابی که در پیش روست، حاصل حدود بیست سال گردآوری مطالب گوناگون دربارۀ خشت است که در دو بخش: خشت از نگاه فنّی و معماری و خشت در فرهنگ مردم ایران سامان یافته است.

در بخش نخست، خشت در نگاه تاریخ، خشت در چرخۀ تولید و عوامل آسیبxadرسان و نگهدارنده خشت بحث شده و در بخش دوم خشت از منظر واژهشناسی، امثال و حکم و باورها، داستانها، خوابگزاری و آداب و رسوم توضیح و تشریح شده است. پایان بخش این کتاب کتابشناسی و مقالهشناسی خشت جهت بهرهوری بهتر علاقمندان معماری درج گردیده و برای تتمیم فایدت، دو مقاله از میان صدها مقاله دربارۀ خشت در آغاز کتاب آمده است.

کندوکاو در شعر و ادب فرهنگ فارسی، این نکته را به ما مینمایاند که پژوهش و بررسی و گردآوری فرهنگ اصطلاحات، واژگان، آداب و رسوم مربوط به خاک، گل، خشت، سفال از خلال انبوه متون چاپی و در یاد و سینه های مردم، زمان زیادی میخواهد. از اینرو نگارنده ناچار شد، دامنۀ کار را محدود کرده و به این موضوع خرسند شده که بتواند از این اقیانوس بیکران فرهنگ و ادب پارسی تنها به شکار موضوعی خاص برود. از اینرو در نخستین گام، خشت خام را دستمایه پژوهش خود کرد تا در فرصت و مجالی دیگر به کندوکاو در دیگر زمینههای فرهنگ و ادب پارسی

بپردازد و دُرّهای شاهوار دیگری به چنگ آرد و عرضه بنماید.

شیوۀ کار

نخست در نظر بود که تنها به بازتاب واژۀ خشت در فرهنگ و ادب پارسی و فرهنگ عامیانه پرداخته شود، امّا وجود انبوه یادداشت هایی که نگارنده در این سالیان، به ویژه سالیانی که در سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی یزد (سازمان میراث فرهنگی کنونی) مشغول به کار بود و تجربه ای اندوخته بود، وی را بر آن داشت که بخشی را در آغاز کتاب خود، ویژه دیدگاه فنّی دربارۀ خشت گرداند. این ضرورت وقتی بیشتر احساس شد که دید تاکنون کتاب مستقلّی در این باره نوشته نشده است. هر چند تاکنون، نُه همایش جهانی دربارۀ خشت خام برگزار شده و دهمین آن هم در راه است و مجموعۀ مقالات آن هرباره چاپ شده است، امّا هیچ کتاب جامعی دربارۀ خشت خام از خاک تا تولید و نگهداری نوشته نشده است.

از این رو پس از تدوین بخش نخست کار، برای اطمینان از درستی آنچه نوشته شده بود، آن را به نظر چند تن از کارشناسان معماری سنّتی یزد، از جمله آقایان دکتر کاظم مندگاری، دکتر محمّدحسن خادم زاده، مهندس محمّد نوری و مهندس مجتبی فرهمند رساند و سعی نمود که موارد نادرست را اصلاح نماید. هرچند نگارنده معترف است که کاری بسامان را به انجام نرسانده و بنا بر بضاعت خود، کتابی فنّی و جامع را تدوین نکرده و جای کتابی جامع و مستند احساس میشود. ولی فعلاً میتوان این کار را پیش درآمدی بر کارهای مستند و وافی آینده دانست.

دوّمین بخش که کتاب بر پایۀ آن قوام یافته، خشت در امثال و حکم، داستانها، تعبیرات، ترکیبات و غیره است. در این بخش هر آنچه در حوزۀ تعبیرات، ترکیبات کنایی، ضرب المثلهای منثور، منظوم، خوابگزاری، داستانها، باورهای عامیانه و آداب و رسوم مربوط خشت خام بود گردآوری شد و در یک بخش به داوری و اطّلاع خوانندگان نکته سنج گذاشته شد. بی گمان با توجه به گستردگی حوزۀ فرهنگ و ادب ایران، به ویژه تنوع و گونه گونی اقوام، ملّیّت ها و گویش ها، کاستیهای چشمگیری در این بخش دیده میشود که امید است با راهنمایی اصحاب فرهنگ و دانش و ادب از جمله گردآورندگان واژهها و فرهنگهای عامیانه شهرها و روستاهای

ایران، بیش از پیش کامل گردد.

نگارنده در راه تدوین این کتاب که فهرست منابع و مآخذ آن خود گویاترین سند کار است، صدها کتاب و مقالۀ فنّی و غیر فنّی، واژه نامههای بومی، فرهنگ عامیانه و امثال و حکم را از نظر گذرانده است، از ذکر مطالب کتابهایی که مفاهیم و معانی مشترک را داشتند برای پرهیز از تکرار و افزونی حجم کتاب چشم پوشی شد و تنها مآخذی آورده شد که مفهوم نویی را را دربرداشتند. تقریباً تمام کتابهای فرهنگ عامیانه و امثال و حکم و دیوانهای شعرای نامی ایران، سطر به سطر دیده شد. این کار چندین سال وقت نگارنده را گرفت و باز برای پرهیز از تکرار و افزونی حجم کتاب، از بین هزاران بیت فرا چنگ آمده، ابیاتی که تنها دارای مفهومی کنایی و پندآموز بود آورده شد و صدها بیت که تنها در بردارندۀ واژۀ خشت بودند، به کناری نهاده شد. حتی در مفاهیم و مضامین مشترک، مانند «خشت سر خُم» نیز ابیات همانند حذف گردید.

سخن پایانی و ادای دین

نگارنده وظیفۀ خود می داند از تمامی معماران سنّتی یزد که در این سالیان، آزموده های خود در اختیار نگارنده گذاشته اند، به ویژه از زنده یادان استاد علی اکبر باغبانزاده، استاد علی اکبر خرّمی و استاد محمّد صادقیه و نیز استادان کنونی میراث فرهنگی یزد آقایان حسن صادقیان، محمّد قادری سپاسگزاری بنماید.

نیز از آقایان دکتر محمّدرضا اولیاء، دکتر فرهاد فخّار تهرانی، مهندس عادل فرهنگی، مهندس کامبیز ابراهیمی، مهندس علی بنّازاده، مهندس حسینزاده که با رهنمودهای خود راهگشای نگارنده بود، همچنین از آقایان دکتر کاظم مندگاری، مهندس محمّد نوری و مهندس مجتبی فرهنمند که بخش نخست کتاب را پیش از چاپ مطالعه کرده و نکات ارزندهای را گوشزد کرده اند تشکّر نماید.

نیز از آقای محمدحسين دهقان مدیر انتشارات يزدا که ضمن یادآوری برخی نکتهها زمینۀ چاپ این اثر را فراهم کردند، آقای ابوالفضل مرشدی و خانم محبوبه مختاری که کتاب را بدین زیبایی آراستند و پیراستند، استاد محمود رهبران که با کلک هنربار خود به کتاب جلوهای دیگر دادند از صمیم دل سپاسگزاری کند.

هر چه خوبی و راستی است از این دوستان و هر چه کژی و کاستی است از این خار بن بوستان است. از دوستان آینه دار خواهشمند است بر نگارنده منّت نهاده و کژی ها و کاستی ها را گوشزد کنند، زیرا که:

ما بدین مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

یزد ـ بهار 1391

حسین مسرّت


1ـ قزلباش، محمّدرضا و فرهاد ابوالضیاء: الفبای کالبد خانه های سنّتی، تهران: برنامه و بودجه، 1364: 8ـ 7.

1ـ فصل نامۀ هنر، ش 9 (پاییز 1364): 76.

2ـ محقّق نیشابوری، جواد؛ شاعر خشتمال، ص 97.

3ـ سیری در غزلیات یغما: 18.

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:36

صفحه بندی