حسین مسرّت
منشآت فارسی شاخه ای از ادبیّات است که از دیرباز مورد توجّه نثر نویسان زبان فارسی و عربی بوده است و نویسندگان بهره ای از هنر شاعرانه خود را در آن نهاده و قطعات منثور زیبایی را در قالب نامه ها، تصنیف ها، مراسلات و مکاتبات نهاده و برخی با چاشنی اشعار خود و یا دیگران بر لطف و زیبایی آن دو چندان می افزودند. نوشته های منشیانه و مترسلانه به مثابه نهایت مهارت در ادبیّات و به نوعی دست یابی به قلّه های رفیع ادب است. نویسنده با بهره وری از انواع صنایع، بدایع، و دیگر زیور های ادب پارسی، نثر روحنواز را به خوانندۀ خود عرضه می دارد. جلال الدّین همایی در باب متکلّم بلیغ می گوید: « امّا ظهور قدرت و ملکۀ ایجاد کلام فصیح بلیغ، در درجه اوّل منوط به ذوق فطری و استعداد خداداد و در درجۀ دوم مربوط به تمرین وممارست در محل و مطالعه و تتبع آثار بلغا و مأنوس شدن با اشعار مقالات و منشآت استادان ادب است.»(1)
نخستین بار در لباب الباب به واژه منشآت بر می خوریم، آنجا که ذیل ظهیرالدّین سمرقندی می نویسد:« و هیچ کس انگشت بر آن ننهاده است ...و از منشآت پارسیان هیچ تالیف آن اقبال ندیده و آن قبول نیافته.»(2)
و در جای دیگر می آورد:« دیوان سلطان خسرو شاه به جمال او آراسته و منشآت او چون چمن پیراسته.»(3)
منشآت، نشانۀ تامّ هنر نویسندگی هر شخص بوده است، چنانکه سعدی درگلستان گفته است:«ورقۀ منشآتش که چون کاغذ زر می برند.»(4)
و محمد گلندام، معاصر حافظ در شرحی که بر زندگی و اشعار حافظ شیرازی آورده به ضمن توصیف اشعار این شاعر جاودانه، شیدایی نثر را نیز گوشزد کرده است:«ابیات دلاویزش ناسخ سخنان سحبان و منشآت لطف آمیزش مُنسی احسان حسّان.»(5)
در ادب پارسی نمونه های زیادی از منشآت و مکاتبات سخنوران و اهل قلم بر جای مانده مانند: نامه ها و منشآت جامی، گلدسته اندیشه از و قاری یزدی، منشآت میرزا مهدی خان استرآبادی، منشآت فرهاد میرزا معتمد الدوله، همایون نامه، منشآت قاضی میرحسین میبدی، منشآت میرزا محمّد منشی نائینی، منشآت خاقانی، منشآت میرزا محمّدجعفر طرب نائینی، منشآت شرف الدّین علی یزدی، فاضل خان گرّوسی، محمّدطاهر نصرآبادی، محمود خان ملک الشعرا و حسین سمیعی(ادیب السلطنه).
آقا بزرگ تهرانی در دانشنامۀ الذریعه، نام و نشان بیش از دویست نسخه خطی و چاپی منشآت را فهرست کرده است. در میان این همه نویسنده شاید بتوان سعدی را بر صدر نشاند،و هرچند نثر مسجّع سعدی الگوی منشیان و نثر نویسان بعد بوده است، امّا و بدون گزافه هیچ کدام به پایۀ رسایی و شیوایی بلاغت و فصاحت وی نرسیده اند و به داوری اهل نظر در میان متأخّرین، نثر منشیانه قائم مقام فراهانی از همه برتر و زیبا تر است، آنجا که می گوید:
باد آورد و بوی عنبر آورد با دام شکوفه سربرآورد
نامۀ نامی که نافۀ مُشک تر و نسخۀ خطّ دلبر بود، در بهترین وقتی و خوش ترین وجهی رسید و ساحت خاطر را رشک باغ بهشت و موسم اردیبهشت ساخت، مهجور مشتاق را حالتی غریب پدید آمد. که جان در گلشن عشرت داشت و دل در آتش حسرت، گاه از دیدن خط مکتوب، منتعش و گاه از ندیدن روی مطلوب مشتعل.
یا رب این آتش که بر جان من است
سرد کن آن سان که کردی بر خلیل»(6)
دیگر کس در میان منشیان نامی، فرهاد میرزا معتمدالدوله است که د رتوصیف وی نوشته اند:
«در میان صاحبان منشآت دورۀ قاجاریه، پس از قائم مقام که نثر را به این سادگی کشیده، نوشته های فرهاد میرزا در گلشنی دیگر روییده و به رنگ و بویی دیگر رسیده، نویسندۀ این منشآت از صنایع بدیع، آگاهی کامل دارد و هر ترکیب را به ترتیب در جای خود می گذارد. نوشته اش دارای ضعف تألیف نیست و تنافر لفظی و معنوی در این تصنیف دیده نمی شود... در قرینه سازی و سخن پردازی مهارت دارد و عبارات متوازن و مسجّع او که از خصوصیّات نثر فنّی است، غنی است.از صنعت اشاره و ایهام و کنایه جابه جا و از هنر طنز و طبیعت با پختگی سود جسته و با هوشیاری و زبر دستی از تنگناها جسته است.»(7)
هرچند در ادب معاصر کمتر کسی به دنبال این شاخۀ ادبی تمام و کمال رفت، امّا در نثر های میرزا عزیزالله خان مصباح، حسین سمیعی (ادیب السلطنه)، فریدون تولّلی، محمّد حجازی و تنی چند دیگر رگه هایی از این کوشش ها دیده می شود.
دربارۀ شیوۀ نویسندگی مولانا امین و قاری یزدی و منشآت او بی گمان مصحح سخت کوش آن آقای دکتر محمّدرضا ابویی مهریزی در دیباچه پر و پیمان کتاب گلدستۀ اندیشه، گفتنی هارا در باره آن گفته است.
پی نویس:
*بشارت یزد، ش924.
برچسب:
نویسنده: نرگس محمودی