خرید بک لینک

حسین مسرّت

لولی = کولی

لَهجَوی = لهجه ای

ماشین گرد = ماشین رو

ماگنویا = انگور سیاه، یک نوع گیاه دارویی است که خون را زیاد می کند.

مالیه = دارایی

مانتو/ مَنتو= یک نوع خوراک که داخل خمیر پیچیده و با گوشت ریز کرده یا چرخ کردۀ گوسفند یا گاو و پیاز و زیره در آب می پزند.

مانده نباشی = خسته نباشی

مانندی = شباهت

مانندی داشتن = سابقه داشتن

ماه روان = ماه جاری

ماهیچه = ماهی کوچک و ریز، ماهی آکواریوم

مجلسِ عالی = پارلمان

محاکمه = گفت وگو، بررسی

محاکمه = جلسۀ نخستین برای پیش برد پایان نامه

مُحرّم = نام دختر

مَحفل = جمع

مَحکم = (mahkam) قفل

مَحکم کردن= بستن، حبس کردن

مدافعه = دفاع

مراتبه = مرتبه

مُراسا = (تحریف مواسا) مدارا

مربّع = کروشه

مَرحمَت = خوش آمدی، در پناه رحمت خداوند.موقع خداحافظی می گویند.

مرحمت گویی = خوشامدگویی

مَردَک = آن مرد ، کِ تحقیر نیست.

مردِ کار= کارگر

مَرشورتکه = (Маршрутка) مینی بوس، استیشن(روسی) که به اختصار مشروتکه می گویند.

مرکزِ سودا = مرکز خرید و فروش

مرکز علاقه = مرکز ارتباطات

مرکز گرمی= تأسیسات حرارت مرکزی

مرژونای = (Мороженое) بستنی (روسی)

مسافرکشانی = مسافر کشی

مَستاوَه = آبگوشت با برنج ، نخود و ماست

مسرّت ناک = شادی آور

مَسکه = کره. به همین گونه در گویش یزد است.

مشاهده کردن ممکن است = می شود دید

مَشروتکه = بنگرید: مَرشورتکه

مشق= رژه، مانور، تمرین

مصلحت = مشورت

مُصوّر = نقاش

مُطلقیّت = مطلق بودن

مَعاش = حقوق، درآمد، خرج، مخارج

مَعرِکه = آیین ترحیم، آیین عزا

مُعلّم = استاد، استاد دانشگاه

مُعلّمه = استاد زن، استاد دانشگاه زن

مغز = اصل

مقابلیّت = مقابله کردن، رویارویی، برابر ، برخورد

مقوّاساز = صحاف

مکتب= مدرسه

مکتب خانه = مدرسه

مگر اِزار پوشیدی؟ = یعنی زن هستی یا برو اِزار بپوش (دشنام )

مَگزین = (Магазин) مغازه، فروشگاه ( روسی)

مِنبَر = تریبون

مَن بَری / من برین = مانند من، در یزد من باری گویند.

مِن بعده = پس از این

مَنتو = بنگرید : مانتو

مِنطَقه = مَنطقه

مِنطَقوی = منطقه ای، ناحیه ای

مَنع کردن= ایستادن

منع شدن = توقیف

منعش کن = بایست، نگه دار

منفعت ناک = سودمند

موادِ نشئه آور = مواد مخدّر

موافقه = موافقت

موشَک = ماهیچۀ دست

مؤلّف آهنگ = آهنگساز

مویِ لب = سبیل

میانه گی = میانه ای

می برآمدم = برمی آمدم

می برآید = برمی آید، خارج می شود

می تیند/ می تید = می دهند

می ته = می دهد

می تیه = می آیید

میتیس = (Метис) افراد نیمه روس و نیمه تاجیک، دورگه (روسی)

می درآیید = دربیایید

مَیدَه = کوچک ، خرد

می سبزیدم = سبز می شدم

می شود = امید دارم ، بله

می فخریدم = فخر می کردم

می فروشوید = پیاده شوید

می فرویید = فرود بیایید

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 13:10

صفحه بندی