خرید بک لینک

حسین مسرّت

زبانزدهای تاجیکی

  • این زبانزدها (ضرب المثل ها) به استثنای سه نمونه، همه از گفته های دکتر کمال الدین عینی، عضو فرهنگستان تاجیکستان است.

******

احتیاط ، نصف حیات.

اگر سگ دیوانه شد، صاحبش را می گزد.

بزن به دمبه ، بزن به خمبه = به هر کاری دست بزن تا پیروز شوی.(از محمّدی خراسانی)

به امید خدا نشو ، بوته را دار = هنگامی که در آب غرق هستی ، تنها به امید خدا نباش ، بوته لب دریا را هم بگیر و امیدوار باش.

به کورپه (لحاف ) ات نگاه کن ، پایت را دراز کن.

بی پول، سخنت اثر ندارد حالی که تو داری ، خر ندارد.

پول، چیزی است که خر را آدم می کند.

تا آمدن تبر ، کُنده می آساید .

تا گوساله ها گاو شود، جگرها خون شود = برابر: تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود.

زنی که مویش دراز باشد، عقلش کم است = چون موی دراز، نیروی عقل را می گیرد.

سحری را تنها بخورید ، چاشت را با دوست و خوراک بیگاه را به دشمن بدهید.

سیب مرا خوردی ، پیله بده = مهربانی که به تو کردم، حالا جبران کن. (پیلۀ نخ ابریشم ،گرانبها بوده است)

شد آبی ، نشد لَلمی. ( للمی یعنی دیمی)

شهر یک چشمه رو ، یک چشمه شو = در شهری که همه یک چشم هستند، تو هم یک چشمت را ببند.

صد روز در بار، یک روز در کار= هرچه خوار آید ، یک روز به کار آید.

عصای پیر به جای پیر. (از اکبرزاده)

طاقت مهمان نداشت، خانه به مهمان گذاشت.

کار نو کرده، شاخ و دم دارد.

گاه خدا و رسول ، گاه نغمه و اصول. (امریزدان علی مردان)

گور بسوزد ، دیگ بجوشد = در هر حال کار باید انجام شود.

لگ لگ در هوا به دام نمی افتد. ( بخارا )

نامش را بگیر ، گوشش را بکش = در مورد کسی می گویند که تا نامش را می آوری پیدا شود.

وقتی دم شتر به زمین می رسد = کاری که انجام نمی شود.

یافتی جاته ، دراز کن پاته.

هر چه پیش آید خوش آید.

هر چه در دیگ باشد در کفلیز می آید.

یک تنگه ( سکّه ) خرج نمی کند ، صد تنگه ضرر می رساند.

* یادنامۀ حکمت فاطمی : مرتضی آل داوود، تهران: مگستان، 1402.

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 13:10

صفحه بندی