(دیدگاه مردم شناختی)
حسین مسرّت
اندر آیینه چه بیند مردِ عام |
که نبیند پیر اندر خشتِ خام |
مولوی
انسان در پویۀ زمان، از گاهِ زایش تا گاهِ میرش، از فراز دو خشت، چشم به دنیا میگشاید و سرانجام نیز در زیر دو خشت، چشم از دنیا میبندد.
انسانِ کویری، افزون بر دیگر ساکنان این جهانِ خاکی، در دیاری زیست میکند که باران، کیمیاست، و از اینرو خانههای خشتی و گلی نیز میتواند سالیان دراز بپاید و بر جا باشد. این انسان، همچون فطرتِ خود، خاکی است و هماره با خاک، سرو کار دارد. خانهاش گِلی است، در کوزهای گِلی آب میخورد. ظروفش گِلی است، دیوار کوچهها و بناهای عمومیاش، خشت و گِلی است، و هر آنچه دارد، فرآوردهای است از خاکِ همان دیار (پخته و خام فرقی ندارد). و بدین روست که بیش از دیگر جایها، در گفتار و فرهنگ مردم دیار کویر، نشان از خاک و خشت دیده میشود.
کند و کاو در شعر و ادب و فرهنگ این مرز و بوم، به ما این نکته را مینمایاند، که پژوهش و بررسی و گردآوری فرهنگ اصطلاحات، واژگان و آداب و رسوم مربوط به خاک و گل و خشت و سفال و... از خلالِ انبوه متون چاپی و در یاد و سینههای مردم، زمان زیادی میخواهد، پس به ناچار بایست، دامنۀ کار را محدود کرد و به این خرسند بود که بتوان از اقیانوس بیکرانِ فرهنگ و ادب پارسی، تنها به شکار موضوعی خاص رفت. از اینرو در نخستین گام، خشت، دستمایۀ پژوهش شد. تا فرصت و مجالی دیگر، به کندوکاو در دیگر زمینههای این اقیانوس، مشغول شد و دُرّهای دیگری فراچنگ آورد.
***
بنا، بر آن است که موضوع خشت در چند مبحث و به ترتیب زیر بدان پرداخته شود:
آنجه در آیینه میبیند، جوان |
| پیر، اندرخشت بیند بیش از آن |
(مولوی)
*. این طرح با عنوان کتاب «در آینۀ خشت خام» نوشته: حسین مسرّت از سوی اندیشمندان یزد در سال 1384 چاپ شده است و سپس گستردهتر آن با عنوان از خاک تا خشت توسط نشر یزدا در سال 1391 چاپ شد.
برچسب:
نویسنده: نرگس محمودی