
حسین مسرّتلولی = کولیلَهجَوی = لهجه ایماشین گرد = ماشین روماگنویا = انگور سیاه، یک نوع گیاه دارویی است که خون را زیاد می کند.مالیه = دارایی مانتو/ مَنتو= یک نوع خوراک که داخل خمیر پیچیده و با گوشت ریز کرده یا چرخ کردۀ گوسفند یا گاو و پیاز و زیره در آب می پزند.مانده نباشی = خسته نباشیمانندی = شباهت مانندی داشتن = سابقه داشتنماه روان = ماه جاری ماهیچه = ماهی کوچک...
ادامه مطلب
حسین مسرّتمَیلَش = (maylash ) باشد، چشم، اطاعت ( تاجیکی )مَیلی = (mayli) باشد، چشم، اطاعت ( ازبکی ) مینرال = (минералӣ)معدن، آب معدنی (روسی)مَینه = ( mayna) مرغ مینا ناترسی= نترسی، شجاعتناحیوی = ناحیه ایناخُنَک = گیومه نارسا= نقصناک = پسوندی که در این کشور زیاد به کار می رود، مانند: ثمره ناک، شجاعت ناک، مسرّت ناکنانخانه = نانوایی ( تاجیک های چین) نان خورک = سوسکنائل گردیده ایستاده است = نائل شده استنَبیره = نوه نزد = پهلونزدیک = جنبنزدیک شوی = اتّفاقنسخۀ قلمی = نسخۀ خطّی نَسک = عدسنشئه آور= مواد مخدّرنشئه مند= معتاد ...
ادامه مطلب
حسین مسرّتزبانزدهای تاجیکی این زبانزدها (ضرب المثل ها) به استثنای سه نمونه، همه از گفته های دکتر کمال الدین عینی، عضو فرهنگستان تاجیکستان است.******احتیاط ، نصف حیات.اگر سگ دیوانه شد، صاحبش را می گزد.بزن به دمبه ، بزن به خمبه = به هر کاری دست بزن تا پیروز شوی.(از محمّدی خراسانی) به امید خدا نشو ، بوته را دار = هنگامی که در آب غرق هستی ، تنها به امید خدا نباش ، بوته لب دریا را هم بگیر و امیدوار باش.به کورپه (لحاف ) ات نگاه کن ، پایت را دراز کن.بی پول، سخنت اثر ندارد حالی که تو داری ، خر ندارد. پول، چیزی است که خر را آدم می کند.تا آمدن تبر ، کُنده می آساید .تا گوساله ها گاو شود، جگرها خون شود = برابر: تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود. زنی که مویش دراز باشد، عقلش کم است = چون موی...
ادامه مطلب
حسین مسرّتسِریش = چسب سَلات = Салат)) سالاد (روسی)سلامت باشید = به هنگام عطسه کردن به یکدیگر می گویند.سَمبوسَه = خوراکی که داخل آن گوشت گاو کوبیده و پیاز است.سنجش = قیاس ، مقایسه سوپ پیتی/ سوپیتی = آبگوشت دیزیسِوِتا فُر= (светофор) چراغ راهنمایی (روسی) سوختار = آتش سوزیسودا = معامله، خرید و فروشسُور = جشن، مجلس عروسیسوزن زنی = تزریقات ، آمپولسُوم/ ثوم = ((CYM مترادف پول (ازبکی)سُوم/ ثوم = روبل سُویتی/ ساویتی = (совети) شورایی (روسی)سیّاحی = جهانگردی. نیز نام یک رشتۀ دانشگاهیسیاه علف = نام یک نوع سوپ بومی که با برنج و ماست می پزند و می گویند برای گُرده ( کلیّه ) خوب است. سیاه علف ، علف کوهستانی که حدود یک ماه سبز است ....
ادامه مطلب
حسین مسرّتعلّت = نقص علی حِدّه = اضافه، جداگانهعَمَک = عموعَمَکی = عموعمّه بچّه = بچّه عمّه عَنعَنَه = سنّت، عادت های گذشتهعنوان جو = دانشجوی دکتریعِوض = (evaz)عَوضعیوض = عوض ، مبادلهغایب خوان = غیر حضوری ، در امتحاناتغُلته = (gholteh ) چاقغلط کردن = اشتباه کردنغوزه پایه = کلوزۀ پنبه غوس = آدم فربه غولَک = تیر و کمانغیب زد = پنهان شدفاحشگی = روسپی گری فارَم= معتدل، دلچسب، خوش، خوب، گوارافاکولته = (fākulte) دانشکده (فرانسوی) فانه = چوب تیزی که برای شکستن کنده لای شکاف آن می گذارند. فایز = درصدفَحش = (fahsh) زشت، فُحش، قبیحفراخوان =...
ادامه مطلب
حسین مسرّتکرسی چه = صندلی ، چهارپایه، صندلی کوچککرَم = (karam) کلم کس = نفرکسَل= (kasal) بیمارکِشال کردن= آویزان کردنکِشاله نکن= طول ندهکِشال یافتن = طولانی شدن ، مانند گویش یزد کِشت گذرانیدن = کشت کردن کُشتن = خاموش کردن، چراغ را کشتن کشنیز = گشنیز کفتر= کبوتر. به همین گونه در یزد به کار می رود. کفلیز = (kafliz) کفگیر، ملاقه کفیدن = ترکیدن کفیر= نوشیدنی درست شده از شیر تخمیر شده با دانۀ کفیرکلان = (kalan) بزرگ، رهبر ، بزرگ ترکلان پشه = مگس کلانتر = بزرگ ترکلند = (kalan...
ادامه مطلب
حسین مسرّتتاب = مقاومتتاجیکی بودن = لفظی است کنایه مانند که دربارۀ برخی اجناس ناکارآمد ، و برخی امور به کار می رود. تا رفت = رفته رفته، کم کم ، به تدریجتارون = گیاهی ترش مزّه ، نوعی ریواس (شاید ازبکی) تازه= تمیز ، پاکتازه کردن = تازه شدن ، به روز شدن ، تمیز و پاکیزه کردنتالار= سالن، کافۀ رقصتالار خوانش = تالار مطالعه تب لرزه = تب و لرز، تشنّج، بیماری مالاریاتحفه = هدیهتَربُز = هندوانهتِرزه / تِرِزه / تریزه = پنجره ترس خورد= بترسدترشی پیاز انزوری = بنگرید به انزوری تَرکش = بُمب، انفجارترکیده = منفجر شده تِرَن = راه آهن تِز = زود ( تلفظی از همان تیز فارسی است )تعمیر شده ایستاده است = دارد تعمیر می شود. تَغا= داییتُفلی = ...
ادامه مطلب
حسین مسرّتچه خیلی؟ = چه طوری؟ در احوال پرسی گویند. چیل = چهلحاجت خانه = آبریزگاه، مستراححاضِر = اکنون، بله ، بفرمایید ، باشه ، چشم حافظ = خواننده حالت سازه = حالت خوبه ؟ در احوال پرسی گویند.حُجّت = مدرک ، سندحَرب = ارتش حَربی = نظامی، ارتشیحکایه = روایتحَکم = داورحِمایه = دفاع از پایان نامۀ دانشگاهیحمله گر = حمله کننده، فورواردحولی = حیاطخادمِ حَرب = سربازفاریدن = خوش آمد بودنخالَک = دایی خاموشَک = شب پَره (پروانه مانندهای کوچک دور چراغ و لامپ) ...
ادامه مطلب
حسین مسرّتدوصَد= دویستدوگانه = دوستی بین دو دختر یا دو زندوگانیک= دوقلودویُم = دوم دَه مَردَه = روستایی ، چوپاندیار= وطن دیپلُم = (diploma) مدرک دکتری (انگلیسی) دیسکوتِک = (discotheque) محلّ رقص و ... دیگِ بوغ = دیگ بخاردیگر کردن= عوض کردندیوانه خانه = تیمارستان راست کرده ایستاده = حالتِ خبردارراگو = (Ragoût)خوراکی است گوشتی (فرانسوی) راندن= اخراج کردنرانده شدن = اخراج شدن در بازی ورزشیراهبَر = راهنما راهبران = رهبران، رهنمایانراهبَری = راهنمایی، هدایت، هدایت پایان نامهراهبریّت = راهنماییراهِ سَفید = راه بی خطر، سفر ...
ادامه مطلب
سفرنامهي تاجیکستان: حسین مسرّت، تهران: یزدا، 1400، وزیری، 226 ص.مصوّر.درآمد بدون تردید، یکی از چهرههای پرتلاش فرهنگ امروز یزد که در کشور نیز نام و نشانی دارد، استاد حسین مسرّت است. او در طیّ بیش از سی سال فعالیت، بیش از 80 عنوان کتاب و 1000 مقاله به نگارش درآورده است.1 پژوهشگرانی که در این آثار تعمق کرده، آنها را از لحاظ موضوع و محتوا به شاخههایی تقسیم کردهاند که جامعترین آنها را میتوان از استاد سیدفرید قاسمی دانست.این پژوهندهی لرستانی که به «حافظهی مطبوعات ایرانی»۲ نام بردار است، آثار مسرّت را در سه رده جای داده است: «یزدشناسی، کتابپژوهی و ادب کاوی».۳ آبانبارهای شهر یزد، دخمههای زرتشتیان یزد و یزد یادگار تاریخ از گروه اوّل؛ کتابشناسی رشیدالدّین میبدی، کتابشناسی فرّخی یزدی و کتابشناسی اخوان ...
ادامه مطلب
مرتضی یاوریانتاجیکستان پس از فروپاشی حکومت تمامیّتxadخواه شوروی در سال 1991 م به استقلال میxadرسد، امّا یک سال بعد، دچار جنگxadهای داخلی میxadشود که تا چند سال ادامه میxadیابد. آثار مخرّب اجتماعی و اقتصادی و... این جنگxadها آنچنان گسترده و ریشهxadدار بوده که با وجود تلاشxadهای دولت و ملّت برای بهسازی و آبادی، همچنان وجود داشته است.سالxadهای آغازین بعد از هر جنگ، دوران گذار و انتقال است و مانند دورۀ نقاهت بیماری است که تازه از بیماری برخاسته، امّا عوارض آن هنوز وجود داشته و از پیکرش دور نشده است. مسرّت با حضور در مراکزی چون بازارها و بازارچهxadها و باشگاهxadهای شبانه، همچنین گفتگو با آگاهان و تحلیلxadگران تاجیک بسیاری از این عوارض را دیده و دریافته و بهخوبی تصویر کرده است. یکی از آنها وضعیت ر...
ادامه مطلب